تومرده اییییی
وقتی که اسمت را صدا ميزنند و هيچ پاسخی نمی شنوند!
وقتی که صدايشان را به نشانه ی اعتراض بالا ميبرند!
وقتی که بر بالينت می آيند!
آنگاه تو مرده ای...!
وقتی که سيلی بر صورتت ميزنند!
وقتی که آب بر صورتت می پاشند!
وقتی که گوششان را بر روی قلبت می گذارند تا بلکه هنوز صدای تپشش را
بشنوند!
آنگاه تو مرده ای...!
وقتی که سراسيمه اورژانس را خبر می کنند!
وقتی که پزشکان خبر مرگ تو را اعلام می کنند!
وقتی که مادرت قش ميکند پدرت آرام گريه می کند و خواهر و برادرانت جيغ
کشان بر سر و سينه ی خود ميزنند!
آنگاه تو مرده ای...!
آری تو مرده ای وقتی که اجل می خندد!
آری؛ آری؛ لحظه ی مرگ تو وقتی است که مرگ به سراغت امده
